|
شرح حال دل هاي منتظر همه آناني كه انتظار ظهورش را مي كشند: «« اي خدا مهدي (عج)نيامد»» شد زكف صبر وقرارم طاقت دوري ندارم در رهش چشم انتظارم «اي خدا مهدي نيامد» دل همي سوزد زداغش چون شقايق هاي باغش از كجا گيرم سراغش «اي خدا مهدي نيامد» نيست جز او گفت وگويم هر طرف در جستجويم سوزم وهر لحظه گويم «اي خدا مهدي نيامد» اي شب!اي مه!اي ستاره! شدزغم دل پاره پاره ورد من باشد هماره «اي خدا مهدي نيامد» در غم عشقش بنالم همدم آه وفغانم هست از آن ورد زبانم «اي خدا مهدي نيامد» جلوه اش هر ديده جويد راه عشقش دل بپويد كعبه هم هر لحظه گويد «اي خدا مهدي نيامد» گل جمالش را ستايد سرو سر بر خاك سايد در چمن بلبل سرايد «اي خدا مهدي نيامد» تا به كي اين بي قراري در غمش بي اختياري تا به كي گويم به زاري «اي خدا مهدي نيامد» آه آه از درد هجران آه از دوريّ جانان صبرمن آمد به پايان «اي خدا مهدي نيامد» هست وصلش آرزويم در صفاومروه جويم در طواف كعبه گويم «اي خدا مهدي نيامد» دل چو گل خواهد شكفتن مژده ي وصلش شنفتن تا به كي بايست گفتن «اي خدا مهدي نيامد» + نوشته شده توسط محمدبابایی در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387 و ساعت
15:23 |
چه جمعه ها كه يك به يك غروب شد نيامدي چه بغض ها كه در گلو رسوب شد نيامدي خليل آتشين سخن،تبر به دوش بت شكن خداي ما دوباره سنگ وچوب شد نيامدي براي ماكه خسته ايم ودل شكسته ايم كه نه ولي براي عده اي چه خوب شد نيامدي تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام دوبار صبح ،ظهر ؛غروب شد نيامدي
+ نوشته شده توسط محمدبابایی در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387 و ساعت
15:21 |
برو بباغ و به گلها سلام ما برسان
+ نوشته شده توسط محمدبابایی در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387 و ساعت
15:16 |
+ نوشته شده توسط محمدبابایی در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387 و ساعت
14:47 |
|
|