یک سال گذشت وباز هم محرمی دیگر ... از راه رسید و حماسه ی حسینی دوباره زنده شد ...
هر وقت اسم محرم میاد دلم می گیره ... اشک توی چشام جمع می شه ... آخه اون نامرد ها با مولاشون چه
کردن ! در این روزها دوباره دلمون سفر می کنه . به دیار عشق و خون ... به کربلا ... نمی دونم یه روز سعادت
پیدا می کنم برم یا نه ! ... خدا کنه نصیب هممون بشه .
این مصیبت بزرگ رو به همه شما عزیزان تسلیت می گم ...
+ نوشته شده توسط محمدبابایی در شنبه بیست و دوم دی 1386 و ساعت
15:56 |

